X
تبلیغات
رایتل

حرف دل ...

یاد بود

سلام دلی
امروز دوست داشتم دل تنگی خودمو به یه شکل دیگه با یه زبان دیگه در قالب یه شعر دیگه بیان کنم ولی دلم نیومد میدونین چرا آخه شاعری از تبار شیرین سخنان و راست کرداران این دنیارو گذاشته وو رفته ٬ من هم با شعرا یه این شاعر از بچگی انس عجیبی داشتیمه
خوب دیدام اگر من که می خوام یه روزی از شعرای این عزیز استفاده کنم چرا اون روز امروز نباشه پس یکی از شعرای رو که خیلی دوست داشتم انتخاب کردم 

اگر سرا پا زری و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
***
چو گلدان خالی لب پنجره 
پر از خاطرات ترک خورده ایم
***
اگر داغ دل بود ما دیده ایم 
اگر خون دل بود ما خورده ایم
***
اگر دل دلیل است اورده ایم
 اگر داغ شرط است ما برده ایم
***
گواهی بخواهید اینک گواه 
همین زخم های که نشمرده ایم
***
دلی سر بلندو سری سر بزیر
 ازین دست عمری به سر برده ایم

از این شعر خیلی استفاده کردمه مخصوصا دو بیت اولشو خیلی دوست دارم گاهی وقتا به عنوان حرف دل ازش یاد کردمه ولی چمی دونستم امروز تو این موقعیت دوباره همین شعر میشه همدم من
کارروزگار رو می بینی پس هیچ گاه از فردای خودت مطمئن نباش

قیصر جان روحت شاد 
و
خوشا به حالت