حرف دل ...

من که تسبیح نبودم،تومراچرخاندی

من که تسبیح نبودم،تومراچرخاندی
مشت برمهره تنهایی من پیچاندی
مهردستان تودنبال دعایی می گشت
بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی
ذکرهاگفتی وبرگفته خودخندیدی
ازهمین نغمه تاریک مرا ترساندی
برلبت نام خدابود- خدا شاهد ماست
برلبت نام خدابود ومرا رقصاندی
دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی
قلب صدپاره ی من مهره ی صددانه نبود
تو ولی گشتی واین گمشده را لرزاندی
جمع کن: رشته ایمان دلم پاره شدست
من که تسبیح نبودم ،تومرا چرخاندی