X
تبلیغات
رایتل

حرف دل ...

حالا !!!!!!!!!!!!!!!

حالادیگرمدتی ست که صبح ها

به شوق دیدن تو از خواب برنمی خیزم

چون می دانم تو رفته ای و این

تننها چیزی است که از نبود تو فهمیده ام

توهم بجز اندکی بهانة ساده

دلیلی برای رفتنت نیاوردی

چه زود فراموش کردی

آن همه خاطره و قول وقرار را

من هنوز نیمیدانم چرا؟

خوب می دانی دوروغ نمیگویم

خوب می دانی که من بارها و بارها

برای تو زمزمه کرد بودم

دوستت دارم را

اماهمیشه این کلام من

 در سکوت های تو انعکاس پیدا می کرد و بی جواب برمی گشت

من هنوز نمیدانم چرا؟

مدام حرف از دل بستگی می زدی وگریه می کردی

من هم از صبوری و دریا و طوفان می گفتم و

ساحل را نشانت می دادم