X
تبلیغات
رایتل

حرف دل ...

چی بگم از کجا بگم ؟؟؟؟؟؟؟

جالبه این وبلاگ هم شده برا خودش یه پا خونه ارواح نه کسی میاد و نه کسی چیزی میگه

یه روزی هم اینجا ابو رنگی داشت حالو هوای داشت حس و حالی داشت یه جورای ....

بی خیال همین جوریشم دوسش دارم خیلی زیاد فکر کنم اینم یکی از اون رفیقای باشه که هیچ وقت نمو ترک نمی کنه مثل خیلی ها نامرد نیست مثل خیلی ها بی وفا نیست و مثل خیلی ها بی معرفت نیست

می دونید چرا گاهی هستم گاهی نیستم ؟؟ می دونید چرا شدم یکی بود یکی نبود ؟؟؟ کسی نمی دونه ولی بذارید بگم آخه کسی نیست که بخونه کسی نیست که با خوندنش حالمنو بگیره یه روز بود یه روز گاری یه ادمی بود که دلو دینمو روبود یواش یواش شد تمام وجودم نه اینکه خودم خواسته باشم نه منم نفهمیدم چطور شد چه جوری شد که اینطوری شد فقط می دونم که این شد که گفتم با بودنش بهم نفس می داد و با نبودش مرگ تدریجی رو بهم هدیه می کرد وقتی بودم از خوشی بود و وقتی نمی تونستم باشم از ناخوشی  !!!!

ولی باز اومدم بنویسم میدونید چرا ؟؟؟ چون این روزا به خودم فکر نمی کنم نه به اینی که هستم و نه به چیزی که دوست داشتم باشم فقط می دونم باید یه کاری بکنم یه کاری که باعث بشه حس کنم لااقل اگر برا خودم زن بابا بودم برا خیلی ها مهربون تر از مادر اگر برا خودم مفید نبودم لااقل برا خیلی ها مفید باشم و تنها دل خوشی منم همینه دوست دارم حالا که گاهی قراره بیام اینجا یه کم خودم باشم یه کم بشم همونی که بودم همونی که با بودن سنگ رو زمین بند نمی شد 

و الان دیگه یه کم خودمم با همون ادبیات گذشته !!!!!!!!!!!

دوست دارم همه بچگیم اینجا باشه آخه این روزا نمی تونم بچبازی ها خودمو خارج از این محیط نشون بدم آخه زمان ازاد ندارم نمی تونم سر به سر کسی بذارم و نمی تونم اون پسر بچه شیطون همیشگی باشم که دوسش داشتم آره زندگی این روزا خیلی سخت شده بیش از همیشه ولی گله ای ندارم این سختی رو خیلی دوست دارم مکی دونید چرا ؟

 چون این سختی رو خودم خواستم باشه خودم خاستم تابستونی داشته باشم که زمان ازاد زیادی برا فکر کردن نداشته باشم شاید تا الان زیادی فکر کرده باشم و الان زمان عمل به همه اون تفکرات باشه آره حتمی همین طوره از ۲۴ ساعت چیزی حدود ۱۰ ساعت سر کلاسم با یه استاد واقعا عالی ولی یه کم بد عنق هر چند این روزا با خودمون همراهش کردیمه ولی خوب عادت داره دیگه و ترک عادت موجب مرض ولی با همه این احوالات دوسش دارم بعضی وقتا دوست دارم ....

ولی خدای استاد خیلی خوبیه کمتر استادی دیدم با انیخصوصیات

۵ ساعت تو مسیر رفت و برگشت به کلاس و ۵ یا ۶ ساعت مطالعه درسی که استاد داده تا به خودت میای می بینی صبح شده در طول هفته باید با کم خوابی سر کنم ولی جمعه که شد یه خواب سیر میرم ۱۰ ساعت ژشت سر هم حالی میده که عمرا کسی تجربش کرده باشه
خیلی وقت بود حرف زیاد نزده بودم حالا دیگه حس می کنم این نیاز درونی رو براورده کردم

حالا دیگه تا یه روز دیگه که شاید یک ماه دیگه یا دو ماه دیگه و شاید دوروز دیگه باشه

بای بای بای

بهم نگید پسره خل شده یا دیونه